
پرسیدم شیخ را، این پر جبرئیل آخر چهصورت دارد؟ گفت، ای غافل، (ندانی كه) این همه، رموز است كه (اگر) بر ظاهر بدانند، (این همه) طامات بیحاصل باشد.» (شیخ اشراق، آواز پر جبرئیل )
بحثی كه از نظرتان میگذرد، در سطحی كلی و نظری به بررسی مفهوم هنر متعالی در كنار مفاهیم محاكات و آفرینش میپردازد. این بحث ممكن است در مطالعات موردی مربوط به شاخههای مختلف هنر مورد استفاده قرار گیرد. بهنظر میرسد مفهوم هنر متعالی در سطحی كلی و ورای شاخههای منفرد هنر، حامل ویژگیهای مشتركی است كه در حوزههای مختلف فعالیت هنری به اشكال گوناگون تجلی عینی مییابد.
1ـ محاكات (تقلید)
بنا ندارم در این مختصر همهی آن چه را كه پیشینیان از افلاطون و ارسطو به این سو در باب ارتباط میان هنر و محاكات گفتهاند، بازگو كنم و فرض را بر این میگذارم كه مخاطبان كموبیش با این مفهوم و آنچه در موردش گفته شده است، آشنایند.
میگویند «هنر محاكات است»، اما افلاطون این محاكاترا در انتقال شناخت واقعی ناتوان میداند، زیرا آن را تقلیدی از تجلی احساسات بهشمار میآورد كه انعكاس مُثُل است و نتیجه میگیرد كه هنرمند مقلد دو مرحله از حقیقت فاصله دارد.
به ادامه مطلب مراجعه کنید.